جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

593

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

ارسطو را به‌ديده تحسين مىنگريست و عقايد شاگرد او ، فيلسوف عربى ، ابن‌رشد را بزرگ مىداشت و در مسئله هستى و وجود ، پيرو نظريه اين دو فيلسوف به‌شمار مىرفت ! . اين راهب ، نخست قاضى دادگاه‌هاى تفتيش عقايد انگيزيسيون در شهر لاهه بود ، ولى چون با فلسفه ابن‌رشد آشنا شد ، به مباحث آن ايمان آورد و نظريه خود را ابراز داشت . بزرگداشت آزادى تفكر و انديشه در نزد او به مرحله‌اى رسيد كه در برابر دادگاه تفتيش عقايد كه براى محاكمه او تشكيل شده بود نظريه ارسطو و شاگرد او ابن‌رشد را تقديس نمود ! . . . « 1 » و گفت : « ارسطو و سپس ابن‌رشد دانشمندترين مردم هستند و اين دو به حقيقت نزديكتر بوده‌اند و من به‌وسيله آنان هدايت يافته و نور حق را ديده‌ام ! » . . . و راهب بزرگ به آتش انداخته شد ! . * * * تعداد گمراهان چنان كه پدران روحانى مىپنداشتند روزبه‌روز زيادتر شد و حمله بر ضد آنان هم شدت يافت و چون تاريكىهاى

--> ( 1 ) . البته ما آتش‌زدن راهب را كه به‌وسيله همقطاران وى انجام پذيرفت ، كار صحيحى نمىدانيم ولى از نقطه‌نظر فلسفى هم معتقدات ارسطو و ابن‌رشد را نمىپذيريم و آن دو را « دانشمندترين مردم » ! نمىدانيم و براى حفظ امانت در ترجمه ، جملات راهب را به‌فارسى در آورديم و گرنه همين ارسطو بود كه بنا به اعتراف خود مؤلف ، بردگى را براى بردگان « يك امر طبيعى و سودمند » معرفى مىكرد . . . و اگر راهبى را انگيزيسيون آتش زده است ، اين دليل نمىشود كه ما همه گفته‌هاى وى را هم به‌خاطر مخالفت با انگيزيسيون بپذيريم . . . ارسطو و ابن‌رشد داراى اشتباهاتى هم در مسائل فلسفى بوده‌اند كه اين پانوشت جاى مطرح ساختن آنها نيست ، به كتب فلسفى بايد مراجعه شود . م